|
...هرکس روزنه ای است بسوی خداوند. اگر اندوه ناک شود. اگر به شدت اندوه ناک شود...
|
هركاري ميكنم انگاري كه خودم نيستم . انگاري كه بهتر نيستم . هر كاري ميكنم آفتاب مرا گرم نميكند . مدام سردم است ....مدام باد مي آيد ... هركاري ميكنم خوب نيستم ...
...مدتهاست كه دنبال چيزي هستم فراتراز زمين و آدمهاي آن....انگار منتظرم سقف آسمان باز شود وكسي از آسمان براي اين زخم هاي بي بهبود از راه برسد....وگمان دارم او در راه است....نشانه هايش را مي بينم....مي فهمم......
..........
اينگونه غير عادي بودن براي ديگران قابل تحمل نيست ...براي كسي داشتم توضيح مي دادم كه وقتي آدمي از تعادل خارج ميشود همه چيز غير عادي ميشود...زندگي ...حرف زدن...بودن وخيلي چيزهاي ديگر....چنين زيستني خيلي سخت است ...
....................................
همين دل بيقرار من ...مدتهاست كه دل دل ميكند براي پيوستن به خاك...به سرزمين ابدي در دل خاك....همين دل بيقرارمن....مدتهاست كه وقتي دلش ميگيرد.... پشت پرچين آنسوي ديوار....تكه تكه خودش را مي شكند....اما نميداند اين شكسته ها را چه كند.....
فرصت خداحافظي با تك تك آنهايي كه گذرشان به اين مسير متلاطم افتاده نيست...با آنكه نگران همه ي آنها هستم ....نگران دردهايشان....نگران آرزوها و اميدواري شان....با آنكه دلتنگيشان را بارها تاب نياورده ام و دردهايشان زخمي بوده است بر زخم هاي من .... اما تاب آورده ام ...براي احترام به زخمهايي كه داشته اند و دارند ....
....
...من بايد تمام شوم...دست خودم نبود....حالا كه دارم مي نويسم بغض تا گلويم بالا آمده است ....دستهايم از چيزي كه نميدانم چيست مي لرزد و دكمه ها را مدام اشتباه فشار ميدهم.....
